زرقان ما هنوز همان معدن زر است

خرید بک لینک
آقا ردای سبز امامت مبارکتپوشیدن لباس خلافت مبارکت ای آخرین ذخیره زهرایی حسینآغاز روزگار امامت مبارکت زرقان ما هنوز همان معدن زر است...

ما را در سایت زرقان ما هنوز همان معدن زر است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 2:34


دوستان خوب سلام .
به وبلاگ مرکز زرقان خوش آمدید . ما تصمیم داریم مطالب و تصاویر و اخبار گوناگونی را در وبلاگمان بگذاریم . امیدواریم که از مطالب و تصاویر وبلاگ ما لذت ببرید .

زرقان ما هنوز همان معدن زر است...

ما را در سایت زرقان ما هنوز همان معدن زر است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 2:34

از کوچکی عضو خوب و فعال کانون بود . همه دخترک خوشرو و مرتب با موهای چتریش را می شناختند . صهبا در همه ی کلاس های هنری استعداد خوبی داشت و دید زیبایی شناسی قوی اش کاملا مشهود بود .کم کم بزرگ و بزرگ تر شد و آرام آرام روسری کوچکی موهای شلال و خرمایی اش را پوشاند . سرزنده و شاد و خوش خلق بود و دیدنش انرژی مضاعفی به ما می بخشید . کودکی اش را دیدیم و حالا شاهد نوجوانی اش شده بودیم . بلوزها جایشان را به مانتوهای شاد و عروسکی داده بودند . از آن پس همیشه صهبای عزیز را با مانتوهایی از این دست می دیدیم . دیگر کاملا بزرگ شده بود و سن آمدنش به کانون سر آمده بود با این حال هر از چند گاهی به کانون می آمد و همدیگر را می دیدیم . مثل همیشه مهربان و صمیمی و با همان لبخند همیشگی .آخرین باری که صهبای عزیزمان را دیدیم نهم دی ماه بود ؛ حوالی ظهر . در کنکور امسال پذیرفته شده بود ؛ رشته ی پرستاری دانشگاه استهبان ورودی بهمن ماه . با هم کلی گپ زدیم و صهبا با لبخند همیشگی اش با ما حرف می زد . صهبا خداحافظی کرد و رفت ، یک خداحافظی همیشگی !چند روز گذشت و ظهر روز سه شنبه نوزدهم دی ماه تلفن زنگ زد . گفتند صهبا چشمهایش را بسته و به خواب ابدی رفته . باورش عجیب بود . اشک ها پهنای صورتمان را فرا گرفت و عنان اختیار را از کف ما ربود .صهبای عزیزم ! بی گمان خدا زیباترین لالایی اش را در گوش تو نجوا کرد که تو این گونه در آ زرقان ما هنوز همان معدن زر است...

ما را در سایت زرقان ما هنوز همان معدن زر است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 2:34

صفحه بندی